مير تقي الدين كاشاني

250

خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )

به وقت صبح غمين همچو طفل مكتبىام * به گاه شام حزين چون دل غريبانم درست پا ننهد بر زمين ز گرمى خاك * سَموم اگر فكند راه بر بيابانم به‌سان خانهء زنبور خانهء تن من * مشبّك است ز تير نفاق اقرانم ز طعن خلق به عالم من آن برهنه تنم * كه آشيانهء زنبور شد شبستانم يكى كه بر سر يارىست رشتهء عهدش * به هرزه پاره شود چون زه گريبانم ز جرم بىمددى راه خويش گرداند * دوا ، دچار شود گر به درد حرمانم ز شرم بىاثرى روبه‌رو نمىگردد * به داغ سينهء مجروح ، هيچ درمانم ز بس كه گشته‌ام از محنت زمانه ضعيف * چو عكس آينه در روى خويش حيرانم ز گفتگوى من ارباب دهر محرومند * از آنكه مرثيه‌خوان صف شهيدانم به باغ دهر ، من آن بيدلم كه پر گردد « 1 » * زمان زمان ز گل داغِ تازه ، دامانم ز جوى بخت سيه آب خورده است مگر * كه گل ، سياهى داغ است در گلستانم ز بخت بد نه همين كافرم به خطّهء دين * كه در ممالك كفّار هم مسلمانم

--> ( 1 ) . اصل : برگردد .